هرسین در گستره تاریخ

شرح فتوحات داریوش بزرگ
نویسنده : احسان فتاحی هرسینی - ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱٥

آریاندس امیر پارسی که توسط کمبوجیه حاکم بر مصر بود زمانی فرتیمه مادر آژزیلاس رهبر یونانی تبار جزایر سیدن و سیرنائیک را که در یک توطئه خانوادگی کشته شده بود ، به دربار او آمد و به آریاندس گفت که فرزندش در سال 522 ق . م با پرداخت خراج ، وفاداری و اطاعت خود را از کمبوجیه ابراز کرده است . این واقعه موجب شد که آریاندس پس از مشورتا با داریوش سپاهی را به فرماندهی دو نجیب زاده پارسی به نام های امازیس از طایفه مارافین ها و بدرس از تیره پازارگادیان در سال 513 ق . م به جنگ « برقه » واقع در مرزهای غربی لیبیا بفرستد . برقه ای ها پس از مقاومت طولانی سرانجام تسلیم شده و طی معاهده ای خراج گزار شدند اما بعدها آنها اسیر و تحت الحفظ به مصر نزد داریوش – وقتی که به آنجا رفت – آورده شدند و پادشاه نیز در ایالت باختریش (باکتریان) شهرکی جهت اسکان آنها ساخت که به نام آنها شهرت یافت . اکنون آریاندس فوق العاده قدرتمند شده بود . داریوش او را حذف کرد . عابد را تجدید سازمان کرده و کاهن معبد سائیس را مورد لطف قرار داد .

داریوش در سکاهیه

513 ق . م داریوش به قصد سکاهیه حرکت کرد . قبلاً به دموکدس ، پزشک مشهور فرمان داده شد به جهت آشنایی با منطقه ، سواحل آسیای صغیر را مورد بازرسی کامل قرار دهد و پس از مدتی داریوش به تعقیب سکاها پرداخت و سفیری نزد « اسخون خه » پادشاه سیت ها فرستاد و به او پیغام داد : ای مرد عجیب چرا دائماً از مقابل من می گریزی ؟ یا خودت را بنمایان و نبرد کن و اگر می دانی که قدرت من بر تو غالب است و یارای مقاوت نداری پس برای خداوندگار خود آب و خاک به خدمت بیاور . اسخون خه پاسخ داد که : ای مرد پارسی ! روش من این است که هیچ وقت از مردم نمی ترسم و از آنها فرار نمی کنم ، آب و خاک هم نمی فرستم اما به جای آنها هدایای مناسب تری خواهم فرستاد . به دنبال آن سفیری فرستاد که همراه او یک مرغ ، یک موش ، یک وزغ و پنج عدد تیر بود . وقتی علت را پرسیدند گفت : اگر پارسی ها عاقل باشند می توانند مفهوم آن را دریابند . استنباط داریوش این بود که سیت ها می خواهند تسلیم شوند از این رو موش علامت خاک و وزغ نشانه آب است اما گبریاس عقیده دیگری داشت . او معتقد بود که : سیت ها می گویند پارسیان در صورتی از تیررس ما در امان خواهند بود که همچون مرغ به هوا پرواز کنند و یا مانند موش در زمین فرو روند و یا چون وزغ گرد دریاچه ها پناه جویند . هرودوت ، ژوستن ، پلوتارک ، توسیدید ، کتزیاس و ... دیگر مورخانی هستند که در مورد لشکر کشی داریوش به سیت ها ، سخن گفته اند . البته این که داریوش با سکاهای آسیای میانه یا سیت های اروپا که هردو را « اقوام یاغی » و « سکاهایی که در آن سوی دریا می زیستند » خطاب می کند ، شکست داده – زیرا پادشاه سیت ها با کلاه نوک تیز معروفش در انتهای صف نه نفره یاغیان در برابر داریوش در کتیبه بیستون ایستاده – اما این موضوع که با کدام قوم جنگیده اختلاف هست ، قطعاً با هر دو قوم قبل از عزیمت به قصد یونان با آنها نبرد داشته و همزمان با این لشکرکشی ، پارسیان در مصر به فرماندهی آریاندس به برقه = (اوس پرید یا بنغازی در لیبی) اردوکشی نموده اند . اما طبق روایت کتریاس ، داریوش قبل از اینکه به جنگ سکاها بروند به آریارمنس ساتراپ کاپادوکیه دستور داده که به سرزمین آنها وارد شود و آنها را به اسارت بگیرد . آریادمنه با 30 کشتی پر از سرباز به آنجا یورش برد حتی مرس گتس برادر پادشاه سیت ها را که به جرمی در بند بود ، اسیر کرد و پس از آن سی تربس پادشاه سیت ها نامه ای دشنام آمیز به داریوش نوشت و داریوش نیز همین گونه پاسخ داد . ژوستن هم علت جنگ داریوش را پاسخ منفی پادشاه سیت ها – یان تیروس – به داریوش را به خواستگاری از دخترش  می داند . اما به روایات کتزیاس و ژوستن نمی توان اعتماد کرد که آنها حتی نام ها را نیز متفاوت ذکر می کند . مسلماً نبرد با سیت ها مقدمه ورود داریوش به اروپا بود که تا آن سوی دانوب رفت . با توجه به سپاه گران هخامنشی در این جنگ که هرودوت آن  را بدون احتساب نیروی دریایی ، 600 فروند کشتی و 700 هزار رزمی ذکر کرده ، جنگی مهم بوده است . پس  از عبور از هلسپونت (بیسفر) ، پروپونتید (مرمره) و دانوب شهرهای یونانی نشین آسیای صغیر از جمله ، لبیدوس ، لامپاسک ، پریون ، پروکونیز ، سیزیک و بیزانس را مطیع و سپس جزایر دهانه یونیه مانند فیوس ، ساموس ، فوسه و میله را زیر پا گذاشت و به حوالی کالسدون رسید . متعاقب آن داریوش  به اهالی یونانی آن منطقه دستور داد بر روی دانوب یک پل شناور ساختند . احداث پل های شناور بر روی  آبراهه های تند و رودها ابتکار جنگی داریوش بود و این پل تا مراجعت او در دو ماه بعد وقتی که او موفق نشد با پادشاه سیت ها مواجه شود با وجود اینکه سیت ها یونانیان محلی را تحریک به تخریب پل کردند ، پابرجا بود و یونانیان ترجیح دادند که نسبت به شاه ایران وفادار بمانند . در این زمان گبریاس به داماد خود داریوش پیشنهاد کرد که بهتر است مراجعه کنند به خصوص که سپاهیان در دشت های تفتیده و بی آب و علف در رنج و تنگنا بودند با تلفاتی حدود هشتاد هزار تن به سارد عقب نشستاند . در واقع مشغلات فراوان از جمله نبرد ماراتن و از سویی ، درگذشت داریوش در 486 ق . م به او فرصت نداد که پا به آتن بگذارد .

 داریوش در شرق

تثبیت سرحدات شرقی مورد غفلت واقع نشد . جایی که قبلاً کوروش تا ساحل رودخانه سند آمده بود . اما اکنون می بایست در این تقطه مرزها مشخص شود . تسخیر هند مسئله ای بود که اندیشه داریوش را راحت نمی گذاشت . به همین علت و به احتمال زیاد بین سال های 518- 515 ق . م به شرق آمده است . وانگهی داریوش قصد داشت بداند که آیا پیوند میان متصرفات او در شرق با شوش در غرب ایران وجود دارد یا نه . او موفق شد زیرا به دریاسالار معروف خود اسکیلاس گفت که از سند تا دریای سرخ را در ساحل خلیج فارس و دریای عمان بپیماید . سپس داریوش ، سند و پنجاب ، هند ، مکران (بلوچستان) را در شرق و یمن و حجاز را ساحل دریای سرخ به هم پیوند زد و به قلمرو هخامنشی افزود .

داریوش در یونان

سواحل یونان در دو مقطع از سوی داریوش بررسی شد . اولین ماموریت را دموکدس انجام داد که ضمن گشت زنی در سرتاسر منطقه اطلاعات خوبی در زمینه موقعیت جزایر به دست آورد . در نتیجه ایم ماموریت بود  که نیمی  از جزایر تسخیر شدند . در نوبت دوم ، داریوش به دامادش ماردونیوس و برادرش ارته فرنس گفت که تا مرزهای آتن پیشروی کنند . آنها در راس نیروی دریایی توانستند از تراکیای شرقی بگذرند و ملیته ، لسبوس ، خیوس ، کوزیکوس ، آسوس ، خرسونس و دیگر جزایر دهانه آتن را فتح کنند . ساموس که حکم دروازه ورودی به غرب را داشت ، قبلاً توسط اوتانه و به درخواست سیلوسون ، برادر پولی کراتس مقتول تحت انقیاد پارسیان قرار گرفته بود ، در حالی که فاتح پارسی از داریوش دستور داشت از چپاول ، اسارت و یا کشتن اهالی جزیره بپرهیزد . در واقع هدف عمده داریوش در غرب این بود که از راه بالکان به یونان برسد ، در حالی که راه های دیگری نیز وجود داشت منتها وی قصد داشت با قطع شریان اقتصادی یونان – واردات چوب های جنگلی و گندم که از مصر و لیبی وارد می شد – به آتنیان ضربه کاری را وارد کند که به این هدف دست یافت . بسط قدرت پارسیان در غرب با پیشرفت های قابل ملاحظه ای همراه شد . وقتی که تراس و مقدونیه که همزمان با شورش مجدد سیت ها داریوش را مجبور کرد هشتاد هزار تن از قوای درگیر ، آن منطقه را جدا و به عنوان قوای کمکی به جزایر یونانی یاد شده اغرسال کند ، مطیع شدند ، آتن و اسپارت در تیررس مستقیم او قرار داشت . اکنون پارسیان مهیای نبرد ماراتن بودند .  


comment نظرات ()